سيد محمد كمره اى
317
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
عمل شود يا مريض را بيرون مىكنيم . بعد خوابيدم . بعد از خواب چايى خورده ، ننه اسماعيل را گفتم برود نزد دكتر سعيد خان تكليف را معين نمايد . خودم هم بيرون رفته دو و نيم به غروب داشتيم دكان آقا ميرزا عباسقلى خان سفارش نامه آقا ميرزا حاج آقا را كه به بيان الدوله نوشته بودم كه داخل كارهاى اقبال الدوله او را و آقا ميرزا عباسقلى خان را بنمايد نموده به آنها داده ، بازار درب دكان آقا ميرزا محمد على صراف قدرى صحبت ، بعد به مغازه خلخالى رفته ، اظهار داشت كه مجددا ورق برگشت و ميرزا زين العابدين خان و ميرزا سيد مصطفى خان به حكيم الملك گفتند كه اگر خلخالى را به رياست شعبه خالصهجات منصوب نكنيد ما هم داخل تشخيص عايدات و ماليات مستقيم كل ايران نمىشويم . حكيم الملك به اصرار صدرائى و تدين و آن دسته خيال داشت مقوم الملك را به رياست شعبه خالصهجات منصوب نمايد . بعد ملزم شد كه مرا وارد و مقوم الملك را مدعى العموم اداره محاكمات ماليه بنمايد و امروز حكمش نوشته شد . يك طعمهء صدرايى بعد مقارن غروب بلند شده اعتماد حضور نوايى رسيد باهم بهطرف خانه آمديم . در بين راه مىگفت امسال عمل ماليات ايلات لار را كه شش هزار و پانصد تومان عملكرد دارد ، صدرائى به دو هزار و چهارصد تومان از دولت برداشت و ميرزا محمد خان كه رئيس ماليه دماوند بود [ را براى ] دو ماه با چهار ژاندارمه دولتى به جهت وصول ماليات ايلات لار برداشته به لار رفت . قدرى هم متفرقه صحبت . بعد به خانه آمده ، ننه اسماعيل هم از مريضخانه آمده بود و مىگفت دكتر سعيد خان را ديدم و اجازه عمل را دادم . گفت بايد نوشته بدهى . گفتم كمرهاى به شما بگويد كفايت مىكند ؟ گفت بنويسد و بدهد . حال شما برويد نوشته بدهيد . گفتم شما يك نوشته از خارج بنويسيد من صحت او را مىنويسم . بعد شام آبگوشت با رب نارنج خورده ، ساعت سه و نيم از شب خوابيدم . فتح السلطنه هم از معاون جنگ منفصل شد . [ خاطرات ماه شوال 1336 / تير 1297 ] [ امور روزانه ] چهارشنبه غرّه شوال . - صبح بيدار ، بعد از گردش در باغچهها بچهها را بيدار و چايى خورده . ابو الحسن خان و آقا اكبر آقا تشريف آورده اظهار داشتند كه خيال